خرید بک لینک
ابرها معمولا در آسمان هستند وقتی می آیند پایین اسمشان را می گذاریم مه آنوقت هنگام مسافرت دچار مه گرفتگی می شویم u3000حالا تو بگو در آسمان اسمت چه بود حالا که آمده ای روی زمین اسمت چیست ؟!به خدانمی دانی نم

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

تمام انقلابهای خملی

از پیراهن تو

آغاز می شوند

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

ترافیک سنگینی بود زندگی

هیچ کس به هیچ کجا نرسید

مگر من

که جایی برای رفتن نداشتم

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

لطفا

هیچ شاعری را به جنگ نفرستید

اندوهی که دارد

برای کشنه شدنش کافی است

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

عشق خیلی بی رحم استبی منطق استمثلن هر وقت قرار میگذاریبرای یک دیدارهیچ چیز اندازه ی قبلن نیستهمه ی نیمکتهای پارک رابرای نشستن یک نفر ساخته اندو تو میفهمیآینده ی این عشقدیوانگی های یک نفره خواهد بودعش

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

توی این هوای بهاری

سرما خوردگیم چیز عجیبی است

حتما تو از من دلگیری

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

به من گفتی برو شاعر دیگران باشبرو برای خودت مخاطب دیگری پیدا کن من رفتم و شاعر سیاسی شدم چرا که فقط سیاستمداران به اندازه ی تو بی احساس و سنگدلند

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

بیا در شعرم بخوابمثلا می خواهم قربانیت کنم شاید خدا یک قوچ از آسمان بفرستد آنوقت حد اقل توی شعر می شود ادعای پیامبری کنمجالا با این قوچ/توی شعرم / چه کار کنم؟بیا/چاقو و این قوچ مال تو تو با عشوه هایت

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

باور کن چند هزار سال پیش راهبه ای دستخط خدایان بابل را در معبدی کوچک خوانده است تا امروز من به تو ایمان بیاورم .

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

نه آنقدر می روی که نباشی

نه آنقدر می مانی

که پلکهایم

حرارت وجودت را

به ذهنم اشاره کنند .

برچسب: نویسنده: آریا رضایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 0:38

صفحه بندی